متن اولیه داستان
در یک روز زمستانی سرد، من وارد کلاسم شدم. با نگاه به مدرسه که پوشیده از برف بود، به دانشآموزانم خوشامد گفتم. برای آموزش ضرب، از کتاب درسی ابتدا از روش داستان استفاده کردم و شروع به گفتن داستان کردم .
در یک دهکــده زیبا و قشنگ ، اعداد ۰ تا ۹ با هم زندگی می کردند. آنها زندگی خوب و خوشی داشتند، همـه با هم مهربـــان و صمیمی بودند و در کـارها به یکدیگــــــر کمـک میکردند. تا یک روز عدد ۹ با خود فکر کرد که بزرگ تر از بقیه است و در همه کارها ( به خصوص مــوقع عمل جمع و تفریق ) از همه قوی تر است . کم کم این فکــر باعث شد. او هر روز مغرور و مغرورتر شود و اعـــداد دیگر را اذیت کند
روایت پژوهی
تدریس خلاقانه ضرب
با بهترین کیفیت در 8 صفحه
با فرمت ورد